تبلیغات
آفتابگردون - به کجا چنین شتابان؟


آفتابگردون

بشر ، یک بودن است و انسان ، یک شدن؛ در مسیر شدن باید همیشه رو به سوی آفتابِ حقیقت داشت.

 در جامعه ما همواره رفتارهایی وجود داشته اند که هر عقل سلیمی بر نادرست بودن آن ها صحه می گذارد اما همیشه برای وجاهت یافتن ،  در قالب الفاظ و تعابیر دینی گنجانده شده اند.اینگونه می شود که اکثریت بی اطلاع از حقیقت آن تعبیر دینی ، چنین رفتارهایی را مصداق خواست  خدا می دانند و این معضل منجر به دین زدگی و گم شدن دستورات حکیمانه الهی در میان هیاهوهایی می شود که در نتیجه چنین برخوردهایی بوجود می آیند.

یکی از مضحک ترینِ  این دست رفتارها، احساس قیم مآبانه ایست که "برخی" مردان به اسم غیرت دینی نسبت به زنان جامعه دارند و به موجب آن در مقام نماینده تام الاختیار خدا در خصوص پوشش و رفتار زنان و دختران اظهار نظر می کنند و اگر جایی قدرت بیابند ، این احساس را مبنای برخوردهای زننده خود قرار می دهند . در حالیکه اگر  به اعمال این افراد  دقت کنیم چیزی جز هوای نفس و نوعی خوی دیکتاتور مآبانه نمی بینیم که در آنان این انتظار را بوجود آورده که همه جامعه مطابق میل و سلیقه آنان برخورد نمایند. مهم ترین دلیل در اثبات این مدعا آن است که برای این افراد به ظاهر غیرتمند ، مصائب و مشکلات اجتماعی زنان مثل زنان بی سرپرست و بدسرپرست و یا محدودیت ها و ستم هایی که علیه زنان وجود دارد ، موضوعیتی ندارد . به عنوان مثال  ازینکه خواهر دینیشان مجبور باشد برای سیر کردن شکم خود و فرزندانش به مشاغل سطح پایین مشغول شود احساس درد نمی کنند و گاهی اصلا از وجود چنین مشکلاتی اظهار بی اطلاعی می کنند.

حتی از شیوه برخورد در قبال همین موضوع پوشش هم می توان توخالی بودن ادعای غیرت این دسته از افراد را فهمید چرا که  اصلی ترین فلسفه  حجاب  حفظ عزت زنان مسلمان است اما می بینیم این افراد به راحتی عزت و احترام یک زن را زیرپا می گذارند تا او را مجاب کنند حجاب کامل را رعایت کند!  خلق و خویی که نه در سیره ائمه ردپایی از آن وجود دارد و نه در زندگی بزرگان دینی و نه در رفتار و گفتار صالحان و خوبان. به عنوان مثال در  بین بزرگان دینی حال حاضر هیچ فردی را نمی شناسم که به اندازه امام خامنه ای(مدظله) دغدغه رفع مشکلات و ستم هایی که در جامعه علیه زنان وجود دارد را داشته باشند و از این روست که توصیه های ایشان در خصوص حجاب و عفاف همواره بر محور حفظ کرامت و عزت زنان جامعه است .

نمودهایی  تجلی غیرت اصیل دینی را می توان در رفتار خوبان روزگار هم مشاهده کرد. مادربزرگم تعریف می کرد وقتی دایی علیرضا شهید شد ، میان وسایلش نقشه ای از محل سکونتشان پیدا کردند که خانه تمام خانواده های بی سرپرست آن منطقه را علامت زده  و  برای رساندن مایحتاج زندگی به آن ها برنامه ریزی کرده بود. تقریبا همه اعضای محله دایی علیرضا را به  خصوصیات اینچنینی  می شناختند و به همین خاطر بود که در دوران قبل از انقلاب در محله شان خانم هایی که به حجاب اعتقاد چندانی نداشتند بی آنکه نیاز به تذکری باشد به حرمت او روسری می پوشیدند و می دانستند علیرضا نسبت به آنان یک غیرت برادرانه دارد و ازینکه کسی نگاه بدی به آنان بیندازد ، آزرده خاطر خواهد شد.


***

پ.ن 1: این نوشته فقط و فقط به نقد برخوردهایی پرداخته که توسط عدهای از مردان - و نه همه آن ها - به اسم غیرت دینی نسبت به زنان جامعه صورت می گیرد و قصد بررسی جامع شیوه برخوردها نسبت به پدیده بدحجابی را ندارد . ضمن آنکه بحث غیرت مردان نسبت به محارمشان مساله ای جداگانه است که موضوع این پست نبوده است.

پ.ن 2 :فکر می کنم تنها زمانی می توان به حذف چنین پدیده ای امید داشت که جامعه به حدی از عقلانیت رسیده باشد که بتواند هر رفتاری را از زاویه آثار و نشانه های آن ارزیابی کند نه از زاویه الفاظ و ادعا ها ؛ عقلانیتی که مهمترین زمینه ظهور منجی خواهد بود.


پ.ن 3 : بنا دارم افکارم را بدون اینکه انتظار کامل و بی نقص بودنشان را داشته باشم در اینجا ثبت کنم . از این رو  از هر انتقادی نه تنها استقبال می کنم بلکه جدا سپاسگزار خواهم بود اما طبیعتا حق من است انتظار داشته باشم انتقاد از روی فکر و مطالعه باشد نه برداشت های سلیقه ای و سطحی.

 


نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت 09:40 ب.ظ ... سیده راضیه حسینی | نظرات

__________________________________

قالب وبلاگ :